۱

در شب تاريك

حال ما را ، خوب مي دانند

سبكباران ساحل ها

بي بيم موج و بي گرداب

بي آب .

  ۲

آهاي ! ايست

من ايستاده ام

پشت چراغ سبز

۳

دستي

ستاره ها را از آسمان ...

ستاره ها ازشانه هايش بالا مي رفتند

۴

ابري سياه

آسمان...

خورشيد از مغرب طلوع كرد

۵

مي گفت:

دوست آن باشد

كه گيرد دست...

دستش را رها كرد

              -------