شعر نگاه
نگاه
از پلکان چشمت
فرود آمد
تا من
من خاک تو بودم
و تو بوی خاک نمناک بودی
بی باران
باران که خورد خاک
عطر تو ازچشم چکاوک
چکید
بر شاخسار چکاوک
جندین قفس ترانه
جوانه زد
درریشه های تو
که می رفت تا جنون
دردی به رنگ نسیم شبانه بود
در حجم سرد خاک
فردا ترانه بود
( از کتاب بازوان پرهنهء باران )

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 22:21
توسط ايرج خالصي
|
ایرج خالصی دکترای حقوق جزا و جرم شناسی و دارای مدرک فوق تخصص در حقوق تطبیقی بین المللی و وکیل پایه یک دادگستری است. وی به فارسی و کردی ایلامی شعر می گوید.از اشعار فارسی وی چهار مجموعه به نام های 1-یاس زرد نگاه2-ترانه های کوتاه زمینی3-بازوان برهنه ی باران4-ذهن آبی نیلوفر توسط نشر ثالث در گروه شعر معاصر چاپ و منتشر گردیده و چند مجموعه ی دیگرآماده ی چاپ دارد.